هارلی ارل یکی از مشهورترین طراحان خودرو است که چهرهی خودروهای آمریکایی را در میانهی قرن بیستم تعریف کرد.
با مهاجرت خانوادهاش در اوایل دههی ۱۹۰۰ به شهرکی کوچک در کالیفورنیا که «هالیوود» نام گرفت، او در محیط نزدیک به صنعت فیلمسازی آمریکا بزرگ شد و بعدا به طراحی تبدیل شد که برای بازار رو به رشد بازیگران پولدار و مشهور آمریکایی بدنههای خودرو میسازد.
در اواسط دههی ۱۹۲۰ جنرال موتورز که شهرت هارلی ارل در هالیوود را شنیده بود به سراغش آمد و از آنجا به بعد او برای بیش از ۳۰ سال مسئول بخش هنر و رنگ جنرالموتورز بود تا چهرهی خودروهای این برند را از خشک و جدیمآب بودن به چهرههایی خواستنی و جذاب تبدیل کند.
طرحهای او دقیقا با حالوهوای آمریکای پس از جنگ جهانی دوم جور بود و به او اجازه داد تا بتواند به مقام مدیرعاملی جنرال موتورز برسد. او تنها طراحی بود که توانست در تاریخ جنرال موتورز به چنین جایگاهی دست پیدا کند.
حالا در مروری کوتاه، به سراغ ۱۰ طرح مهم و برجستهی او میرویم که توانستند در تاریخ جنرال موتورز و خودروسازی به طرحهایی ماندگار و برجسته تبدیل شوند.
- کادیلاک تایپ ۵۹ تورینگ مدل ۱۹۲۰
اولین تجربهها هارلی ارل که باعث به شهرت رسیدنش شد، در کارگاه خانوادگیشان به نام Earl Automobile Works در لوس آنجلس بود. پس از مدتی کسبوکار خانوادگی آنها توسط یکی از نمایندگیهای فروش جنرال موتورز به اسم دان لی خریداری شد و او بود که راه را برای استخدام هارلی در جنرال موتورز هموار کرد.
کادیلاک تایپ 59C در قالب یک شاسی به کارگاهی که حالا تحت مالکیت دان لی بود ارسال شد و این فرصتی برای هارلی ارل جوان بود تا آموختهها و خلاقیتش را به نمایش بگذارد. نتیجه طرحی شد که برای سال ۱۹۲۰ درخشان و هنرمندانه ارزیابی میشد و این خود بهترین رزومه برای کسی بود که در سالهای آینده فضای طراحی خودروی آمریکا را دگرگون میکرد.

- کادیلاک لاساله مدل ۱۹۲۷
در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم مهندسی حرف اول را در طراحی خودرو میزد. یعنی بیش از آنکه «استایل» کردن اهمیت داشته باشد، این الزامات مهندسی بود که شکل خودرو را تعیین میکرد. لاساله یکی از اولین خودروهایی بود که از ابتدا استایل شده بود و در عین حال یکی از مهمترین نشانههای تحول در رزومهی کاری هارلی ارل.
لاساله که یکی از زیربرندهای کادیلاک بود با قیمتی پایینتر از کادیلاک به فروش میرسید و مشخصاتی سادهتر داشت. طرح ارل برای مدل ۱۹۲۷ لاساله تحت تأثیر دیگر خودروی موفق آن روزها هیسپانزو-سوئیزا بود و ارل لوگوی LaS را به تقلید از آن و هوشمندانه در میانهی دو چراغ جاسازی کرد.
این خودرو از موتور ۵ لیتری V8 نیرو میگرفت.

- بیوک رودمستر سری ۸۰ سدان مدل ۱۹۳۶
این اولین بار بود که بیوک از نام رودمستر برای محصولاتش استفاده میکرد. نامی که توانست بیش از ۶۰ سال دوام بیاورد و به یکی از وزنههای بیوک در طول قرن بیستم تبدیل شود. طراحی جذاب و تناسبات فوقالعادهای مثل بدنهی کوتاهتر که هارلی ارل برای رودمستر سری ۸۰ تدارک دیده بود، خیلی زود توانست آن را به یکی از انتخابهای مورد علاقهی مشتریانی تبدیل کند که به دنبال یک سالن بزرگ با طراحی روز و تواناییهای فنی چشمگیر بودند.
بیوک برای رودمستر موتور ۳۲۰ (۵.۲ لیتری) سری فایربال را تدارک دیده بود که انتخابی مطمئن و کارآمد بود.

- کادیلاک سری ۶۲ مدل ۱۹۴۷
سری دوم کادیلاک مدل ۶۲ به شکل تدریجی بین سالهای ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۷ تکامل پیدا کرد، چرا که جنگ جهانی دوم وقفهای چند ساله در روند عادی شرکتهای خودروسازی ایجاد کرده بود.
در رونمایی از سری ۶۲ در سال ۱۹۴۲، هارلی ارل چراغهای مشهور به «شانه تخم مرغی» را برای اولین بار بود که به نمایش میگذاشت و بعدها در طول دههی پنجاه خیلی از برندهای دیگر هم از این طرح استفاده کردند و به محبوبیت زیادی رسید.
فرم گلولهای دماغه و برجستگیهای روی سپر ویژگیهای مهمی بودند که آن را از رقبایش در آن زمان متمایز میکردند. علاوه بر اینها فرم بال مانند گلگیرهای عقب که به «Airfoil» معروف بود و برای اولین بار در نسلهای قبلی بیوک رودمستر به کار گرفته شده بود، طرح سری ۶۲ را به نمونهای به یادماندنی تبدیل میکرد. جالب است بدانیم که مدل ۱۹۴۷ کادیلاک سری ۶۲ کانورتیبل، اولین کادیلاکی بود که با شیشه بالابرهای برقی-هیدرولیکی معروف به Hydro-Lectric عرضه میشد.

- شورلت کوروت ۱۹۵۳
قطعا نیازی نیست که در مورد کوروت دوستداشتنی و اهمیتش در تاریخ خودرو صحبت کنیم. این شاهکار جنرال موتورز برای اولین بار به دست هارلی ارل طراحی شد و در نمایشگاه موتورامای جنرال موتورز ۱۹۵۳(Motorama نمایشگاهی سالیانه بود که در دهههای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ از طرف جنرال موتورز برای معرفی نوآوریها و تکنولوژیها و مدلهای جدیدش برگزار میشد.) به عنوان یک کانسپت رونمایی شد.
این طرح هنوز از ساختار مجزای بدنه و شاسی (Body-on-frame) استفاده میکرد بیشتر به خاطر استفاده از فایبرگلاس در بدنه یک طرح انقلابی به حساب میآمد. فایبرگلاس گزینهای ارزانتر و سبکتر نسبت به فولاد محسوب میشد.
طراحی این کوروت به وضوح بلوغ هارلی ارل و تغییراتی را در جهت زرقوبرق کمتر و توجه بیشتر به سطوح پیوسته در بدنه را نمایش میداد.

- جی ام فیوچرلاینر ۱۹۵۳
در طول دهههای چهل و پنجاه میلادی جنرال موتورز برنامهای به اسم رژهی پیشرفت برگزار میکرد که در آن آیندهی این خودروسازی و تکنولوژیهای روز را در سرتاسر ایالات متحده به شکل حرکت ناوگانی از خودروها و برپایی نمایشگاههای موقت به معرض دید عموم میگذاشت. نقش هارلی ارل در این برنامه با طراحی خودرویی به نام فیوچرلاینر پررنگ بود.
فیوچرلاینر در اصل یک کانسپت بود که طراحی و تناسبات عجیبی داشت. طول ۱۰ متری، عرض ۲.۴ متری و وزنی حدود ۱۵ تن این ون بسیار بزرگ را هم برای حمل تجهیزات و مدلهایی که قرار بود به نمایش گذاشته شوند به گزینهای مناسب تبدیل میکرد و هم به خاطر طراحی خاصی که با فرم قطرهای و شیشههای نیم دایرهای جلو ایجاد شده بود، میتوانست حسابی جلب توجه کند و در عین حال شمایی از خودروهای آینده را در دورانی که آمریکاییها حسابی شیفتهی ایدههای علمی-تخیلی بودند به نمایش بگذارد.
درهایی که از بغل باز میشدند تا فضای مکعبی داخل خودرو به نمایشگاه تبدیل شود و جایگاه راننده در ارتفاع ۳ متری ویژگیهایی بودند که فیوچرلاینر را حسابی متمایز میکردند.

- شورلت بل ایر کانورتیبل مدل ۱۹۵۵
شاید مشهورترین طرح هارلی ارل که خیلیها آن را به یاد میآورند و یکی از مهمترین نمادهای «دوران باله» یا Fin Era، نسل دوم مدل Bel Air شورلت باشد که به عنوان مدل سال ۱۹۵۵ معرفی شد. دوران باله بازهای در دههی پنجاه آمریکا است که خودروسازها با استفاده از فرمهایی شبیه بالهی ماهی به شکل برجسته در بالای گلگیرهای عقب، تلاش میکردند تا تصویری فانتزی، لوکس و در عین حال آیندهنگرانه را به نمایش بگذارند.
استفاده از قطعات و تزئینات کرومی و جلوپنجرهی مشهور به «شبه فراری» در کنار آرایش دو یا چهار نفره و بدنههای روباز، کوپه و استیشن واگن؛ همگی بل ایر را به گزینهای جذاب برای طیف مختلفی از مشتریها تبدیل میکرد. خصوصا که انتخابهای مختلفی از میان موتورها پیش روی خریدارها قرار داشت. از موتورهای ۳.۵ لیتری شش سیلندر تا ۴.۶ لیتری سوپر توربوی V8 که به گیربکسهای سه سرعتهی دستی یا دو و سه سرعتهی اتوماتیک مجهز بودند در قلب بل ایر جا گرفته بودند تا مکمل طراحی آیکونیک و به یاد ماندنیاش باشند.

- بیوک رودمستر سری ۷۰ مدل ۱۹۵۷
حدود بیست سال پس از معرفی اولین نسل و معرفی شش نسل که همگی زیر نظر و به دست هارلی ارل طراحی شده بودند، هفتمین نسل خانوادهی محبوب رودمستر هم به مدلی جاودانه در تاریخ خودروی آمریکا و خصوصا عصر باله تبدیل شد.
شیشهی جلوی پانوراما که با عقب کشیدن و قرینه کردن ستون A و تلاش برای پنهان کردنش با استفاده از کروم، نمایی سرتاسری را در اختیار راننده و سرنشینان میگذاشت از بیرون هم حسابی جلوه میکرد در کنار تزئینات کرومی و البته نمای بالهای عقب که دیگر امضای طرحهای این دوران بود، رودمستری سری ۷۰ را واقعا به یکی از آن کلاسیکهای آمریکایی تبدیل کردهاند که هر کلکسیوندار و علاقمندی به دنیای خودرو دوست دارد یکی از آن را داشته باشد یا پشت فرمانش بشیند.

- کادیلاک فلیت وود 60 Special Edition مدل ۱۹۵۷
فلیت وود در همان سال اول عرضهاش-۱۹۵۷- حدود ۲۴ هزار دستگاه فروش داشت که دیگر در هیچ سالی هم به این رکورد نرسید. شاید مهمترین دلیلش طراحی هنرمندانه و به یاد ماندنی هارلی ارل بود که به خصوص با نقاب روی چرخهای عقب حس و حالی منحصربهفرد را به بیننده منتقل میکرد.
پیشرانهی غولپیکر ۶ لیتری یا ۴۶۵ اینچ مکعبی غول پیکر V8 که در دل این کشتی متحرک قرار گرفته بود، ۳۰۸ اسب بخار قدرت تولید میکرد تا بتواند جثهی ۲۱۶۰ کیلوگرمی این کادیلاک را با سرعتی که به اندازهی طراحیاش جذابیت داشته باشد به حرکت در بیاورد.

- پونتیاک Bonneville ویستا هاردتاپ مدل ۱۹۵۹
هارلی ارل در سال ۱۹۵۸ و در ۶۵ سالگی از جنرال موتورز بازنشسته شد. آخرین پروژههایی که تحت نظر او به ثمر نشستند دو رویکرد متفاوت را دنبال میکردند: اولی مربوط به خودروهای جیام میشد که کماکان از سنت بالههای بزرگ و پرحجم پیروی میکردند و دیگری به پونتیاک و به طور مشخص مدل Bonneville که از بالههای بزرگ رایج در دههی پنجاه فاصله گرفته بود و طرحی سادهتر داشت.
از طرف دیگر پونتیاک تمرکز زیادی بر روی هندلینگ و قابلیت مانور و سواری Bonneville داشت؛ به طوریکه نسل دوم آن با لقب «Wide Track» معرفی شد که حدود ۷۶ سانتیمتر از مدل قبلی عریضتر بود و باعث میشد که این پونتیاک یکی از بهترین هندلینگهای کلاس خودش را داشته باشد.










گزارش