یکشنبه، 25 مرداد 1405
اشتراک‌گذاری Copied!
Simon Humphries
اتومبیل فارسی -سیمون هامفریز

طراحی نقش اجتماعی دارد

انگلیسی است اما بخش زیادی از عمرش را در ژاپن گذرانده و امروز در بالاترین جایگاه مسئولیت طراحی بزرگ‌ترین گروه خودروسازی دنیا قرار گرفته. سیمون هامفریز (Simon Humphries) متولد ۱۹۶۷ و مدیر ارشد برند تویوتا موتور کورپوریشن از آوریل ۲۰۲۳ است و به قول خودش هر روز این سؤال در ذهنش مطرح می‌شود که چطور او و همکارانش می‌توانند زندگی مردم را با تولیداتشان بهتر کنند. 
در ادامه گفت‌وگویی را می‌خوانیم که مجله‌ی معتبر اتو اند دیزاین در جدیدترین شماره‌ی خود با او انجام داده است. 

 


چه زمانی فهمیدید که می‌خواهید یک طراح شوید؟ نقطه‌ی عطف در تحصیلات شما کجا بود؟ 
اولین بار حدودا دوازده سال داشتم که معلم مدرسه بهم گفت که باید طراح شوم. این قضیه برای حدود دهه‌ی ۱۹۷۰ و مدرسه‌ای در شمال انگلستان است. یادآوری‌اش هنوز هم جذاب است...خصوصا که من خوش‌شانس بودم چون مدیر مدرسه بسیار علاقمند بود تا از تحصیل در زمینه‌ی طراحی و هنر حمایت کند. 


در مورد ملاقاتی بگویید که سابقه‌ی کاری‌تان را متحول کرد. 
سه نقطه‌ی تعیین‌کننده وجود داشت. اولی تصمیمم برای ترک شغلم به عنوان طراح در شرکت DCA Design انگلیس و مهاجرت به ژاپن در سال ۱۹۸۹ به عنوان طراح محصول. دومی مربوط به سال ۱۹۹۴ و ورودم به تویوتا است که باعث از طراح محصول به طراح خودرو تبدیل شوم. سومی مربوط به روزی است که آقای «تویودا» بهم گفت که باید مسئولیت برندینگ تویوتا را بر عهده بگیرم. 


به کدام پروژه بیشتر از همه دلبستگی پیدا کردید؟ 
نسل پنجم پریوس جایگاه ویژه‌ای برای من دارد. به یاد می‌آورم وقتی کارمان را بر روی نسل پنجم شروع کردیم، آکی تویودا ازمان خواست که جنبه‌های منطقی را بیشتر هم کنیم. من می‌خواستم که برخورد کاملا متفاوتی با پریوس داشته باشم و احساسات و زیبایی را به خودرویی ببرم که برای مدت‌های طولانی صرفاً به خاطر رویکرد منطقی‌اش ستایش می‌شده. 


در طول دوران فعالیت حرفه‌ای‌تان با برندهایی کار کرده‌اید که شخصیت‌های بسیار متفاوتی داشته‌اند. مثل تویوتا و لکسس. چطور ترکیب شخصیت‌های مختلف را مدیریت می‌کنید؟ 
خیلی از مردم تصور می‌کنند مدیریت همزمان برندها و خودروهای مختلف به شکل باورنکردنی‌ای سخت باشد. اما در واقعیت من فکر می‌کنم که نقطه‌ی مقابل این دیدگاه درست است. نقطه‌ی کلیدی این‌جاست که هر برند نقشی به وضوح تعریف‌شده دارد و مسئولیت‌هایش در حیطه‌ی یک «تیم» بزرگ‌تر است که همان گروه تویوتاست. 


چه آبجکتی هست که آرزو داشتید شما طراحش می‌بودید؟ 
در سال ۱۹۸۸ من خوش‌شانس بودم که بورسیه‌ی جامعه‌ی سلطنتی هنر در انگلستان را که سونی اسپانسرش بود بگیرم و این فرصت بهم داده شود تا مدت کوتاهی در استودیوی طراحی سونی در توکیو کار کنم. آن‌ها پیشتاز رویکردی در طراحی بودند که به شکل بی‌همتایی ساده و دقیق بود و گاهی هم حال‌وهوایی بازیگوشانه و رنگارنگ داشت. فکر می‌کنم بی‌راه نباشد اگر بگوییم که کار آن ها تأثیر زیادی بر بخش قابل توجهی از محصولاتی که می‌بینیم گذاشته است. خیلی خوشحالم که  در سونی روی برخی از مدل‌های نمادین و آیکونیک واکمن کار کردم...از سری My First و البته تعداد زیادی از محصولات دیگر در این حوزه که طراحی‌ کردن‌شان چیزی فراتر از صرفا استایل ساختن بود. 


سرگرمی‌ها و علایق شما چیست؟ 
ساختن وسایل، کارکردن با دستانم مثل سفالگری، ساختن گیتار، بازسازی خودرو یا در سه سال اخیر بازسازی خانه‌ی خانواده‌ی همسرم در یکی از روستاهای ژاپن. خانه‌ای که بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد و از چوب و گچ ساخته شده و رسما هیچ پیچ یا میخی در کل سازه‌اش ندارد. همه‌چیز با بست به هم متصل شده و فقط ذکاوت انسانی و احترام به مصالح در آن به کار گرفته شده. با آن زمان بسیار کمی که دارم پروژه کم‌کم دارد چیزی شبیه به رنگ‌آمیزی پل گلدن گیت سانفرانسیسکو می‌شود: همین که دارید به آخرش نزدیک می‌شوید آن‌قدر زمان گذشته که دوباره باید برگردید و از اول شروع کنید. الان هم مطمئن نیستم که واقعا می‌توانم تمامش کنم یا نه!
به موسیقی علاقه دارید؟ اگر بله گروه یا خواننده‌ی محبوب‌تان کیست؟

دیوید بووی (David Bowie)...من هنوز هم توی دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ گیر کرده‌ام! 

 


یک روز معمول سرطراح گروه تویوتا چه شکلی است؟ 
باحال! فکر می‌کنم خیلی از مردم پویایی این شرکت ژاپنی را دست کم می‌گیرند. واقعیت این است که ایده‌ها و نقطه نظرات از هر زاویه‌ای که باشند با استقابل مواجه می‌شوند. بخش بزرگی از روز من به بحث در مورد ایده‌ها، گوش دادن و ملاقات با آدم‌ها می‌گذرد. همه هم با این هدف که داستان پشت محصولات و برندهایمان را بسازیم و خلق کنیم. 


شما اهل انگلستان هستید اما سال‌ها در آن‌ سوی دریاها کار کرده‌اید. شروع یک زندگی تازه در کشوری دیگر چه حس و حالی دارد؟ آیا باعث جرقه‌زدن خلاقیت شما شده است؟ 
من در سال ۱۹۸۹ با یک چمدان به ژاپن آمدم و هیچ چیز دیگری نیاوردم. بعد از ۳۷ سال زندگی در اینجا که می‌شود بیش از نیمی از عمرم، هنوز فکر می‌کنم که هر روز چیزهای جدیدی کشف می‌کنم. نمی‌خواهم بگویم که همیشه اوضاع آسان بوده اما بخش زیادی از تجربیاتم چیزی جز مهمان‌نوازی و مهربانی دیدن نبوده. یاد گرفتن زبان ضروری است. احاطه شدن با چیزی که فوق‌العاده غنی و متفاوت از فرهنگ من است تنها می‌تواند تأثیری مثبت بر شیوه‌ی اندیشیدن من و رویکرد طراحی‌ام داشته باشد. 

 

 

 

در همین زمینه

شبکه‌های اجتماعی