شنبه، 18 مهر 1405
اشتراک‌گذاری Copied!
Automotive
اتومبیل فارسی -صنعت خودرو

از ادغام خودروسازان تا محدودسازی رقابت

وقتی تحریم بهانه می‌شود، انحصار می‌تواند لباس نجات صنعت بپوشد. ادغام ایران‌خودرو و سایپا، توقف واردات خودرو و کاهش تنوع محصولات، سه پیشنهادی هستند که به نام تاب‌آوری مطرح شده‌اند؛ اما کنار هم قرار گرفتن آن‌ها پرسشی جدی ایجاد می‌کند: آیا هدف، مقاوم‌سازی صنعت خودرو در برابر تحریم است یا مقاوم‌تر کردن ساختار انحصاری آن در برابر رقابت؟

تحریم‌ها، محدودیت‌های ارزی و اختلال در تأمین قطعات، واقعیت‌های انکارناپذیر صنعت خودرو هستند. قطعه‌سازان نیز با مشکلات نقدینگی، تأمین مواد اولیه و دشواری‌های تولید دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما پذیرفتن این واقعیت‌ها به معنای تأیید هر نسخه‌ای نیست که با برچسب عبور از بحران عرضه می‌شود. بحران، مجوز حذف رقابت نیست و تاب‌آوری نباید به پوششی برای تثبیت انحصار تبدیل شود.

نخستین پیشنهاد، ادغام ایران‌خودرو و سایپاست؛ ایده‌ای که با وعده تجمیع ظرفیت‌ها، کاهش هزینه‌ها و دستیابی به مقیاس اقتصادی مطرح می‌شود. اما ادغام دو بازیگر اصلی بازار، بدون تضمین‌های روشن برای حفظ رقابت، می‌تواند به تمرکز بیشتر قدرت اقتصادی بینجامد. وقتی دو قطب بزرگ خودروسازی در یک مجموعه قرار بگیرند، چه تضمینی وجود دارد که حاصل کار، کاهش هزینه و بهبود کیفیت باشد، نه بزرگ‌تر شدن ساختاری که مشتری در برابر آن انتخاب کمتری دارد؟
این پرسش درباره سایپا حساس‌تر هم می‌شود. در شرایطی که آینده مالکیت و مدیریت این خودروساز اهمیت ویژه‌ای دارد، طرح ادغام آن با ایران‌خودرو باید با شفافیت کامل درباره ساختار مالکیت، منافع ذی‌نفعان و پیامدهای رقابتی بررسی شود. نمی‌توان صرفاً با شعار هم‌افزایی، از کنار این پرسش گذشت که چه کسانی از چنین تغییری منتفع می‌شوند و چه تضمینی برای جلوگیری از تمرکز انحصاری وجود دارد.
پیشنهاد دوم، توقف کامل واردات خودروست؛ یعنی محدود کردن یکی از ابزارهای رقابت در بازاری که سال‌هاست از کمبود انتخاب و ضعف فشار رقابتی رنج می‌برد. مدیریت منابع ارزی در شرایط تحریم ضروری است، اما چرا باید نتیجه آن ممنوعیت مطلق واردات باشد؟ اگر هدف حمایت از تولید داخلی است، این حمایت باید به افزایش بهره‌وری، ارتقای کیفیت و کاهش هزینه‌ها منجر شود، نه اینکه رقیب خارجی را از میدان خارج کند و بار دیگر مصرف‌کننده را به انتخاب‌های محدود داخلی بسپارد.
پیشنهاد سوم، کاهش تنوع محصولات است. تمرکز بر پلتفرم‌های مشترک و کنار گذاشتن مدل‌های غیراقتصادی می‌تواند منطقی باشد؛ اما تبدیل این رویکرد به نسخه‌ای فراگیر، بدون توجه به نیاز بازار، خطر محدودتر شدن انتخاب مشتری را در پی دارد. قرار نیست برای آسان‌تر شدن مدیریت تولید، مصرف‌کننده هزینه ساده‌سازی سبد محصولات را بپردازد.
مسئله، کنار هم قرار گرفتن این سه پیشنهاد است: ادغام دو خودروساز، توقف واردات و کاهش تنوع، هر سه می‌توانند فضای رقابت را محدودتر کنند. آیا این مجموعه واقعاً برنامه‌ای برای نجات صنعت است یا نسخه‌ای که ناخواسته ــ یا آگاهانه ــ به تقویت انحصار می‌انجامد؟
تاب‌آوری واقعی با اصلاح سیاست‌های ارزی، تأمین پایدار قطعات، رفع موانع تولید، مدیریت کارآمد و رقابت‌پذیری ساخته می‌شود؛ نه با بستن درهای بازار و کوچک کردن دایره انتخاب مردم. اگر قرار باشد تحریم بهانه‌ای برای محدودیت بیشتر و انحصار گسترده‌تر شود، صنعت خودرو نجات پیدا نکرده است؛ فقط ساختار ناکارآمد آن پشت دیواری بلندتر پنهان شده است.
در جاده مخصوص، تاب‌آوری باید سپر صنعت در برابر تحریم باشد، نه سرپوشی برای انحصار؛ وگرنه آنچه به رگ‌های خودروسازی تزریق می‌شود، نه داروی نجات، بلکه سم انحصار است.

 






در همین زمینه

شبکه‌های اجتماعی