سه‌شنبه، 9 تیر 1405
اشتراک‌گذاری Copied!
Chinese cars
اتومبیل فارسی -صنعت خودرو

امنیت ملی یا ترس از شکست در رقابت؟

وقتی صحبت از ممنوعیت خودروهای چینی در آمریکا می‌شود، اولین واژه‌ای که از سوی سیاستمداران آمریکایی شنیده می‌شود، «امنیت ملی» است. از نگاه واشنگتن، خودروهای متصل به اینترنت می‌توانند به ابزاری برای جمع‌آوری اطلاعات تبدیل شوند و به همین دلیل حضور برندهای چینی در بازار آمریکا یک تهدید بالقوه تلقی می‌شود. اما آیا واقعاً همه ماجرا همین است؟
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، نگرانی‌های امنیتی آمریکا کاملاً بی‌اساس نیست. خودروهای امروزی دیگر تنها وسیله‌ای برای جابه‌جایی نیستند. دوربین‌ها، حسگرها، سامانه‌های موقعیت‌یاب، ارتباطات دائمی اینترنتی و به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری از راه دور، خودرو را به یک دستگاه هوشمند متحرک تبدیل کرده‌اند. طبیعی است که هر کشوری درباره محل ذخیره‌سازی و مدیریت این داده‌ها حساس باشد.
اما مساله از جایی جالب می‌شود که همین استدلال امنیتی دقیقاً در زمانی پررنگ شده که صنعت خودروی چین به بزرگ‌ترین چالش تاریخ خودروسازان غربی تبدیل شده است.
تا همین چند سال پیش بسیاری از کارشناسان غربی خودروهای چینی را محصولاتی ارزان‌قیمت و فاقد توان رقابت با برندهای مطرح جهان می‌دانستند. امروز اما شرایط کاملاً تغییر کرده است. چین نه‌تنها بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان را در اختیار دارد، بلکه به بزرگ‌ترین صادرکننده خودرو نیز تبدیل شده است. شرکت‌هایی مانند بی وای دی، جیلی، چری و سایک در بسیاری از بازارهای جهانی با سرعتی قابل توجه در حال افزایش سهم بازار خود هستند.
نکته مهم‌تر این است که مزیت چینی‌ها تنها به قیمت پایین محدود نمی‌شود. چین طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار در توسعه زنجیره تامین باتری، استخراج مواد اولیه، فناوری‌های مرتبط با خودروهای برقی و زیرساخت‌های تولید سرمایه‌گذاری کرده است. نتیجه این سرمایه‌گذاری، محصولاتی است که در بسیاری از موارد با قیمتی کمتر، امکانات بیشتر و فناوری‌های به‌روزتر نسبت به رقبای غربی عرضه می‌شوند؛ همین موضوع زنگ خطر را برای خودروسازان آمریکایی به صدا درآورده است.
واقعیت این است که اگر بازار آمریکا بدون محدودیت به روی خودروهای برقی چینی باز شود، بسیاری از برندهای داخلی با چالشی جدی روبه‌رو خواهند شد. اختلاف قیمت میان برخی خودروهای برقی چینی و نمونه‌های آمریکایی گاهی به ده‌ها هزار دلار می‌رسد. در شرایطی که مصرف‌کننده به دنبال محصولی با قیمت مناسب‌تر و امکانات بیشتر است، مشخص نیست خودروسازان آمریکایی چگونه می‌توانند بدون حمایت دولت از سهم بازار خود دفاع کنند.
به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند پشت پرده تصمیمات اخیر آمریکا، بیش از آنکه نگرانی امنیتی وجود داشته باشد، نگرانی اقتصادی و صنعتی نهفته است.
نمونه بارز این موضوع را می‌توان در پرونده پولستار مشاهده کرد. برندی که اصالت سوئدی دارد و بخش قابل توجهی از محصولات خود را خارج از چین تولید می‌کند، اما به دلیل مالکیت چینی و ارتباطات فناورانه با گروه جیلی عملاً از سال 2027 با بازار آمریکا خداحافظی می‌کند. اگر معیار صرفاً محل تولید خودرو بود، چنین تصمیمی چندان منطقی به نظر نمی‌رسید.
از سوی دیگر، آمریکا در سال‌های اخیر تعرفه واردات خودروهای برقی چینی را به ۱۰۰ درصد افزایش داده، محدودیت‌های گسترده‌ای برای فناوری‌های چینی اعمال کرده و اکنون نیز مسیر فعالیت بسیاری از برندهای خودرویی چینی را مسدود می‌کند. مجموعه این اقدامات تصویری فراتر از یک نگرانی امنیتی را نشان می‌دهد؛ تصویری که بیشتر به سیاست حمایت از صنایع داخلی شباهت دارد.
البته این موضوع منحصر به آمریکا نیست. اروپا نیز با وجود شعارهای همیشگی درباره تجارت آزاد، تحقیقات ضددامپینگ علیه خودروسازان چینی را آغاز کرده و تعرفه‌های جدیدی برای برخی برندهای چینی در نظر گرفته است. این اتفاق نشان می‌دهد نگرانی از قدرت‌گیری صنعت خودروی چین تنها به واشنگتن محدود نیست و بسیاری از بازیگران سنتی بازار خودرو با ظهور یک رقیب قدرتمند مواجه شده‌اند.
شاید بتوان گفت امروز جهان در آستانه یک جنگ تجاری جدید در صنعت خودرو قرار گرفته است. جنگی که در آن خودروهای برقی نقش همان چیزی را بازی می‌کنند که نیمه‌هادی‌ها در صنعت فناوری ایفا می‌کنند.
در نهایت نمی‌توان نگرانی‌های امنیتی آمریکا را به طور کامل رد کرد. خودروهای متصل واقعاً می‌توانند حامل حجم بزرگی از داده باشند و هر کشوری حق دارد برای حفاظت از زیرساخت‌های خود حساسیت نشان دهد. اما اگر بخواهیم سهم عوامل مختلف را ارزیابی کنیم، به نظر می‌رسد امنیت ملی تنها بخشی از داستان است. واقعیت این است که خودروسازان چینی امروز دیگر آن رقبای کم‌اهمیت دهه گذشته نیستند. آن‌ها به بازیگرانی تبدیل شده‌اند که می‌توانند بازار سنتی خودروسازان آمریکایی و اروپایی را به چالش بکشند. به همین دلیل شاید بتوان گفت بخش بزرگی از محدودیت‌های اخیر نه از ترس دسترسی چین به داده‌ها، بلکه از ترس دسترسی چین به مشتریان آمریکایی ناشی می‌شود.

در همین زمینه

شبکه‌های اجتماعی